تبليغاتX
انالله واناالیه راجعون

ماه

 

نورش ته نشین

 

به لبخندی

 

پرسید

 

خیلی مانده تا صبح؟

 

جغد اما

 

ساعت نداشت.

 

***

پیری

 

از کنار کودکی گذشت

 

کودکی

 

جست و خیزکنان

 

فریادکشید

 

داری میمیری!

 

پیری

 

گوشش سنگین

 

آهسته گریخت.

 

***

دختر

 

پا برهنه

 

به رودخانه خم شد

 

شاید بیابد

 

چهره ی مادررا

 

فقط

 

چند ماهی

 

بزیرسایه

 

گردآمدند.

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 11:23 بعد از ظهر توسط / میم میم راد / گیندا مهر |


 

 

فرای زمان

 فرای زمین خوردن

متن جریان یافت

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 4:48 قبل از ظهر توسط / میم میم راد / گیندا مهر |


ما به جز رد نسیمی که هوا راآزرد

و دل غم زده ای را از باغ

به سرا پرده ی تنهایی برد

ما به جز کوتهی دیواری

سر بالا رفتن از پوچی

ما به جز یک غزل بی سر و ته

و به جز

جز خبرناگه فوتی مضحک

چه در این کفه ی نا موزونی

چه در این محضر بی قاضی و عدل

و چه هستیم

چه هستیم

و چه

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 6:11 قبل از ظهر توسط / میم میم راد / گیندا مهر |


نو فروشانيم واين بازار ماست

چند شنبه بازار هاي هنري ايران كه بيشتر پايداري خويش را مديون حفظ سرسختانه فضاهاي روشنفكري است، كه امروزه دست كم براي عده اي سايبان كوتاه مدتي فراهم آورده، از طرفي اين افراد به سختي در پي ايجاد ثبات براي حركت به سمت انتهاي دالان تاريك هنر امروزند؛ كه اين تلاش در عين قابل تحسين بودن به همان اندازه قابل بررسي ونقد است.

از مهم ترين شاخصه هاي فضاي امروز گالري هاي حاكم بر هنر در دهه ي اخير علي الخصوص چند سال گذشته مي توان به شروع حركت گالري داران براي استقلال بيشتر وپي گيري آنها براي گسترش فعاليت ها وتقويت روابط عمومي خاص اشاره كرد، كه نتيجه آن به قاعده بايد رشد چند جانبه هنر يعني: رشد ديدگاه هنري، افزايش برد اجتماعي هنر واقتصاد آن باشد.

اما پيش فرض هاي ساده اي موارد ياد شده را موكول به انجام نشدن يا رشد لاك پشتي نموده است.

الف- رشدغير نظام مند گالريها ونبود نظارت تخصصي در تعيين مسوولين گالري

ب- سنت روشنفكري

] گاهي اوقات انسان ناخواسته از موضوعي به موضوع ديگر مي پرد، درست مثل اينكه خانم حامله اي هنگام پختن آش براي همسرش درد زايمان مي گيرد كه ناخواسته مجبور است پس از فارغ شدن به پهتن آش ادامه دهد [

 

مكان: گالري هاي راه ابريشم

عنوان: بسته هاي نامنتشره

عكاس: مهران مهاجر

مهران مهاجر از عكاسان فعال چندين سال اخير كه با مجموعه "روزنامه" هاي خود علاوه بر محتوا وفرم تا حد زيادي با هماهنگي اين دو عنصر به تكميل مفاهيم خويش پرداخته بود طوري كه مي توان مجموعه ياد شده را جزء عكسهاي هنري شاخص بعد از انقلاب دسته بندي كرد. اما در اين نمايشگاه به صورت نا اميد كننده اي

به كلمه تكرار نزديك مي شود طوري كه حتي با در نظر گرفتن فرم وبافت مشترك نمي توان به تعريفي قابل دفاع از عنوان "بسته هاي نامنتشره" دست يافت.

نمايشگاه با عكسي از يك نايلون مات وخاكستري كه گوشه اي از آن پاره شده وحالت منفذي براي ديدن را القا مي كند شروع مي شود و با چند قاب از كتابخانه اي كه با نايلوني نيمه مات پوشيده شده ادامه مي يابد ناگفته نماند كه تكرار چيدمان ها در لفافه هاي كاغذي و نايلوني تقريبا در 80% عكس ها به صورتي موكد رعايت شده، همچنين تركيب بندي هاي تخت باگريز از عمق درتصاوير نيز آنها راهمراهي ميكنند. به جزء 3 يا 4 قاب كه در انهاعمق همراه با نور ورنگ متفاوت از كل اثار ديده مي شود كه مي توان آنها را جزء عكس هاي موفق نمايشگاه نام برد.

اين تركيب بندي، فرم، رنگ وبافت است كه حرف اول را در عكاسي مي زند، نه تصورات كلامي وذهني صرف كه متأسفانه در اغلب عكس ها ديده مي شوند كه علاوه بر تأثير مستقيم بر زيبايي حتي با پيش فرض ارائه اي جديد عكس ها را به شكل عجيبي به سرنوشت همان" بسته هاي نامنتشره" بدل كرده است؛ عكس هايي كه در بسته هاي تفكر عكس گرفتار شده اند.( شايد نوعي خود سانسوري ناآگاهانه) "عكس هاي ناچاپ شده".

در ميان عكس ها يك مجموعه عكس وجود دارد كه مي توان به برگه هاي كاغذ مشترك آنها با عكس هاي ديگر اشاره كرد وغيراز اين هيچ گونه هماهنگي ديگر با كل مجموعه ندارند. استفاده از رنگهاي قرمز وسبز حبابهاي پلاستيكي وريسمان نوري خاموش با بك گراند زمخت وخشن سيمان به طرز تهوع آوري مسأله را بازگو مي كند.نكته مورد توجه تعيين محدوده جغرافيايي وسياسي در اين عكس هاست در حاليكه اين فرايند تقريبا در همه نظام هاي كنوني در حال اتفاق افتادن است، پس نمي توان به آن انتقادي وصرفا ايراني نگريست، البته طرح اين مسأله ممكن است به نسبت ايدئولوژي طرفين سنجيده شود، اما به نظر نگارنده ، فرياد، در اتاق مي ماند ودر دشت به رسيدنش بيشتر اميد است. فضاهاي شخصي (كتابخانه)/ فضاهاي عمومي و كتاب فروشي ها باكركره هاي پايين وانبارهاي انباشته از بسته ها ودر نهايت مرز بندي جغرافيايي كه اين اتفاق در ان رخ مي دهد، در خود در خود نشانه هاي بستگي وخفقان را داراست. اما اين كه هنرمند تا چه اندازه از طرح موضوع به ارائه شايسته آن دست يابد مسدله ايست كه بايد مورد بررسي قرار بگيرد.

اولين چيزي كه به ذهن خطور ميكند، اميدوارانه نوعي اعتراض فكورانه به سكوت است. كه اگر هدف اصلي اين بوده كه به ظاهر اين گونه است، چرا تابلوي شروع نمايشگاه نااميدانه لفافه پاره شده اي به سكوت است در حالي كه وجود نور مي توانست علاوه بر زيبايي بصري به مفاهيم غني تري اشاره كند.

واين يعني تفاوت در شناخت وارائه. مهران مهاجر گر چه به برگزاري منايشگاهي از بسته هاي نامنتشره نائل شودو اما ساده قبول كردن آنها جهت گيري عكس ها را به سوي هدفمندي وتأثيرگذاري كم رنگ مي كند تا آنجا كه او را تبديل به يك ناظر صرف مي كند نه چشمي متفكر براي پيشبرد جامعه واين قضيه نمي تواند باعث مباهات وخرسندي باشد. وقتي فرياد لازمه ي بودن است نمي توان دم وباز دم غنيمت كرد. واين قابليتي است كه متأسفانه در هنر مندان امروز ما به طرز عجيبي از دست رفته مي نمايد. چيزي كه جوهره هنر را به چالش مي كشد وميخ ونعل را به چالش مي كشد.

] قسمت دوم پختن آش [

فضاي روشنفكرانه امروز به حدي نخ نما ودم دستي نشان مي دهد، كه كافي است تاراسمي به پود شهرتي بخورد تا رخوت تكرار در ما ريشه دواند وبورژوازي به ما شربت فلان وشيريني بهمان ولهجه فغانس حقنه كند!

حال آن كه فرشي كو؟ كه ما كجاي نقش گلش باشيم. هنر امروز ما روزمرگي كاهلانه ايست كه از ترس بدتر شدن به بد بودن خويش فاخرانه غمپوز ناشتا در مي كند، با ر داي گدا مرغ مسما به تصوير مي كشد. با همراهي اواز كوجه بازاري حنجره هاي سفارشي:

كهنه پوشانيم واين ازار ماست*

الف) رشد غير نظام مند گالري ها در دهاي اخير جاي بسي خوشحالي ست. اما اينكه از خانواده ي بي مادر انتظار كودك سر بهراه داشته باشيم، توقعي بي جاست! نبود نظارت علمي وتجربي در تعيين مسوولين گالري، بحراني شده است وتا وقتي مسوولان وزارت ارشاد به اهميت تأثير گذاري آن پي نبرند وهمچنان در شش وبش افكار سنتي خويش گذران كنند نه تنها حل نمي شود بلكه با تأكيد بر مميزيهاي سليقه اي در گالري ها دولتي با توجه به در صد قابل توجه آنها نسبت به گالري هاي خصوصي باعث وازدگي هنرمندان فعال وجوان مي شوند. چرا كه فضاي جبري امروز آنها را از طرفي با با ندهاي بدون تغيير گالري هاي خصوصي مواجه مي كند كه در اين شرايط خود سانسوري وچاپلوسي پيشرفت بيشتري از هنر خواهد يافت وابتذال وبورژوازي تنها پديده هاييست كه به فرهنگ ارزاني مي شود.

هشدار] اگر قصد دوستي با خاله خرسه ها را داريد، دانستن اين نكته ضروري است كه هزينه هاي مالي شما بابت قهوه وچوب كبريت افزايش سرسام آوري خواهد داشت،وخوابيدن بدون پشه كش مستقيما شما را به سراي باقي هدايت خواهد كرد.[

ب) سنت روشنفكرپروري

مثل يك مثل قديمي است كه تا به حال گفته نشده باشد. درست همان حالي ست كه وقتي كسي را صدا مي زنيد وبه جاي "ر" هاي اسمش "ق" نمي گذاريد به طرف مقابل وشما دست مي دهد.

همان لحظه اي است كه دو خانم در كنار يك اثر هنري با توجه اولين نفر، غيبت هايشان را به زبان فرانسه ادامه مي دهند تا نقد هنري جلوه كند.

 

9/7/84

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 5:42 قبل از ظهر توسط / میم میم راد / گیندا مهر |